می خواهم تمام سورناهایم را بفروشم!

آن که هر روز تا جاهایی که می خواستم، مرا میرساند!

و آنکه هر شب زیر دستانم نازش را می کشیدم تا حرف هایم را نوشته کند!

خیلی قبل تر هم یکی از سورناهایم را با 8 گیگ ترانه فرانسوی، لاتین و ایتالیایی دهه 80! و یک عالمه عکس های دوست داشتنی، گم کردم! اصلن هم اتفاقی نیفتاد!

-اصلن اگر بود شاید او را هم با تمام اطلاعاتش می فروختم! خدا می داند!-

یک سورنای دیگر هم قرار بود بیاید!تا هفته ای دوبار توپ را به او بکوبم!چه قدر هم می خواستمش، اما، نیامده، قیدش را زدم!