بعضی از لحظه ها

گاهی وقتا دل ما آدما تو یه وضعیت خاص، اما نامعلوم قرار می‏گیره...

که حتی خودِ صاحب ِ دل هم نمی دونه این دل چه مرگشه!

دل، تنگه!

دل، گرفته!

دل، خونه!

یا اینکه هیچی‏ش نیست و فقط خوشو لوس کرده.

پ.ن: خدایا مرسی، از اینکه همه چی آرومه.

دونقطه ستاره!

 این بوسه هایی که عبور می کند از میان فاصله ها ...

و می نشیند روی لب ها...

 و می سوزاند تمام وجود را،

 معجزه ایست از این انسان دوپا .

This will not

  بگذارید همین خاکستریِ ساده و کمرنگ بماند ...

بیزار است از این همه طرح و نقش و رنگ!

...I'm proud to be

شیراز و شیرازی بودن.


تقسیم عشق،ایجاد امید، اهدای سلامتی

برق نگاه  مادری که دخترش را از دست داده بود...

برای سرطانی که حتی به زیبایی او هم رحم نکرده بود!

...

دخترکی که تنها حرفش به مادر ناامیدش همراهی ِ همیشگی با موسسه محک بود.

Transaction

حالا دیگه خیلی وقته که فهمیدم...

برای رسیدن به چیزی که بیشتر دوست داری باید، از یکی -یا چند تا-  چیزایی که کمتر دوست داری بگذری!


!hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiissssssss

سکوت همیشه تلخ نیست!

همیشه  سرشار از ناگفته ها هم نیست!

همیشه هم نقابی بر حرفی نیست!

گاهی می شود گفت هیس بی آنکه هیچ حسی آن پشت ها قایم شده باشد یا اینکه نجوایی خفه.

My City & You

شیراز ِ دوست داشتنی من!

دوست داشتنی‏های شیراز من!

...

و این همه دوست داشتن تو، که مرا وا داشته به مرور روزهای خوب...

لحظه‏های بودنِ من و تو، کنار هم.

...

پ.ن: سپاس ِ خاص از مخاطبی خاص.

Moon & Water

چشم‏ها دروغ نمی گویند.

پیش از این هم باهم خوانده بودیم شعری چنین:

دیدار ما

چون آب و ماه

چه دور

چه درهم.