این همه خواستن تو

تنم یخ کرده...

فشارم افتاده - تشخیص زینبِ-

دستام دارن می لرزن...

- همین الان-

-الانِ الان-

...

چه‏قد دوست دارم باشی...

چه‏‏قد الان دوسِت دارم...

چه‏قدر زیاده این همه خواستنِ حضور تو...

...

کاش زود بیای.


N70

گوشی ام سوخت...

مثل خیلی چیزهای دیگر که منفجر می‏شوند...

شاید آن بیچاره هم تاب نداشت این همه درد را...

بغضش ترکید...

 کمی ساخت...

دید ساختن یک تنه نمی شود!

سوخت...

بعد از کلی سال...

یک‏هو دیگه کار نکرد!‏

معجزه‏گر

بهار می شود در  این خزان ...

شکوفه می زند دلم!

Fight

من رابطه هایی را دوست دارم که دو طرفه اند...

هر دو می‏کوشند برای ادامه دار شدنش...

هر دو خطر می کنند...

هر دو وقت می گذارند...

هزینه می کنند...

هر دو برای یک لحظه بیشتر، در کنار هم بودن با زمان هم می‏جنگند...

...

من عاشق رابطه‏های دو طرفه‏ام.

رابطه هایی که برای هر دو طرف ادامه‏اش، باارزش‏ترین چیز دنیاست.

برای هر دو ...

Real

تو تنها، دلیلی برای ...

حواسِ پرتِ من و ...

دل ِ تنگم!

این روزها

تمام حرف های من با تو شروع می شود...

حالا اگر در آغاز هم نیایی آن میانه ها حتمن از تو حرفی می آید...

...

همه‏اش شده تو! حرف های من...

روزهای من...

و ...

...

بی آن که نامی از تو برده شود، همه جا هستی.

Last night

دیشب خیلی لعنتی بود!

دیشب نگرانی به جانم افتاده بود!

هی می گفتم نگران نباش!

هی نگران تر می شدم!

دیشب به لعنتی ترین حالت ممکن، داشت حالم را خراب می کرد!

دیشب یک شب ِ لعنتی بود!

پ.ن: مخاطبم همین شبی‏ست که نامش دیشب بود و بسیار لعنتی و سخت!


به هر جهت که رود، باز تو را می خواهد!

دلم دارد پر می کشد آن طرفی...

هرچه مهارش می کنم...

نمی فهمد...

نمی داند...

که نباید سرکش شود...

حرف گوش نمی‏کند.

سرکش شده این دل من و...

هی...

پر می کشد آن طرفی که تویی.

هفتِ دوست داشتنی ِ من

یک هفت تنها که می شود 7 و ...

یک و هفت‏ی کنار ِ هم که می شود 17 ...

...

که می‏شود یک، یکِ تنها...

1 دنیا آرامش...

در یک...

...

پ.ن:-خودمم نفهمیدم چی گفتم...

اما حالا دیگه می تونم بفهمم آرامش چه شکلیه...

آرومم...

- چه خوبه، که هرچی که دلم می خواد رو می نویسم...


Waiting for your hands

من اینجا ایستاده‏ام...

منتظر...

منتظرِ دستان تو!

که می آید و روی شانه‏ام می نشیند.

بمانیم

اگر بفهمند این همه دوستت دارم...

این همه دوست‏م داری...

می کشندَم.

کاری کن،تا ندانند...

تا بمانم،

کنار تو...

زنده.


یه روز بارونی

6:20 صبح

سر حال بیدار شدم...

سردم نبود...

...

بارونی هست هوا...

باروونش کلی زیاده...

یه عالمه‏ست...

همه جا رو آب گرفته...

6:40

راه میوفتم سمت کار،پیاده...

7:00

رسیدم...

هیشکی اینجا نیست...

هیشکی...

صدای بارون و حضور ِ تو رو با هم نفس می کشم!


World

این آرامش را از من نگیر...

-درست فهمیدی-

خودت را می گویم.

...Missing

دلم،

تنگِ دل‏تنگ شدن بود!

تو آمدی واز آن لحظه، من شدم یک دل‏تنگ...
دل‏تنگِ دائمی ِتو!

Follow

دی‏روز-اول صبح!

تند تند پسوردها را به نغمه می‏دادم...

وبلاگم این است، فیس بوک آن یکی، یاهو و گوگل هم یکی دیگر...

می دانستم نمی‏شنود...

اما می‏گفتم...

پی در پی...

فکر می‏کردم دارم می‏میرم،

اما می‏خواستم ادامه پیدا کنم!