آقای مهندسِ هنرمندِ موفق!

به اونایی که ادعای خاص بودن دارن، به اونایی که معمولی بودنشون خیلی جذاب تر از رفتار ویژه داشتنشونه...
به همونایی که کم نیستن!
حتی گاهی خودم...
چه آرامشی هست تویِ...
رفتار معمولی.
پوشش معمولی.
آرایش معمولی.
همه چیز معمولی،
زندگی معمولی، بدون ادا و اصولی که خیلی وقت ها مال خودمون نیست!مال هیچ کس دیگه هم نیست! گولیست که اول از همه بر سر خود می مالیم و پالانیست که بعدش روی این و آن پهن می کنیم!
کافیه انسان باشی، حتی اگه از نوع معمولی ِ یک انسان!
...
...
عصبانیم از دست همکاری که به گمان خودش خاص است به گمان خیلی ها اما...
زیرآب زن، دروغ گو، جاه طلب،
به گمان من، فراموش کار! کسی که یادش رفته قبل از اینکه ساز بزند، شعر بخواند، کنسرت برگزار کند،فلسفه بداند و ... بهتر است انسان باشد، که این مهم ترین وظیفه اش است!یادش رفته اگر کمی انسانی رفتار کند، خود به خود خاص می شود!

Real

انگار که همه چیز به تو بستگی داشته باشد!

حتی خوب بودنِ حال من!

غروری متفاوت از تکبر!

آدمیزاد،

غرورش را خیلی دوست دارد،

-اگر داشته باشد-

آن را از او نگیرید...

حتی به امانت نبرید...

ضربه ای هم نزنیدش،

چه رسد به شکستن یا له کردن!

آدمی غرورش را خیلی زیاد- شاید بیشتر از تمام داشته‏ هایش- دوست می دارد،

حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد، چه قدر دوستت دارد!

و این را بفهم آدمیزاد!

...

...

دنیا داره تموم می شه...

داره همه چی تموم میشه!

انگار که هرگز نبوده...

داره همه چیز بخار می شه!

مثل روز اول دنیا که هیچ چیز نبود!

نه آدم بود و نه حوا!

مطمئنم خالی بود! حتی اگر...

حس کرده بودم از خیلی قبل‏ترها، تصعید شدنم را!

مرا بازگردان، مرا ای پایان رسیده آغاز گردان

سرمایه‏ی کسی که بیشترین بخش -نه همه- سرمایه‏ی عاطفی اش را، امانت دست شما می دهد، به حراج نگذارید!

روزی، جایی،بی‏خیالِ آن سرمایه‏ی کلان می‏شود...

و همان باقی‏مانده را هدایت می‏کند،

به سمتِ آرام‏ترین حالت!

به سمت زیباترین...


و باز، دوباره...

سرشار می شود از ...

پ.ن: عنوان،حمید مصدق

کبریت رو روشن نکنیم

خیلی مسخره ست که ما آدما، فقط به خودمون حق می دیم!

خیلی مسخره ست که ما آدما، واسه زخم هایی که به عزیزامون زدیم، منت هم سرشون داریم!

خیلی مسخره ست کلن...

هر از چند گاهی یه نگاه، از اون بالا، به خودمون بندازیم...

ببینیم چه کردیم یه روزی، که امروز اینجوری ...!

...

آدما یادشون نمیره!

آدما فراموش نمی کنن!

نه خوب رو نه بد رو!

آدما با یه جرقه شعله ور می شن!

آدما...


Reality

من همه چیز را پذیرفته ام...

تمام حقایقی که بوده و هست...

تسلیم نشده‏ام اما.

معجزه‏گر

بهار می شود در  این خزان ...

شکوفه می زند دلم!

بمانیم

اگر بفهمند این همه دوستت دارم...

این همه دوست‏م داری...

می کشندَم.

کاری کن،تا ندانند...

تا بمانم،

کنار تو...

زنده.


Follow

دی‏روز-اول صبح!

تند تند پسوردها را به نغمه می‏دادم...

وبلاگم این است، فیس بوک آن یکی، یاهو و گوگل هم یکی دیگر...

می دانستم نمی‏شنود...

اما می‏گفتم...

پی در پی...

فکر می‏کردم دارم می‏میرم،

اما می‏خواستم ادامه پیدا کنم!

حس همین لحظه، درست همین لحظه

دلم تنگ کسی است...
دلم تنگ توست...
دلم تنگ تویی‏ست که این روزها بودی...
شاید باز هم باشی...
بمانی...
دلم تنگ توست که شده ای پایه ی ثابت دعاهایم.
دلم تنگ توست که- گمانم -واژه دوستی را میفهمی.

پ.ن:مخاطب خاص دارد، خیلی خاص.

نم نم

هرچی بیشتر اضاف کار وامیستیم، حقوقمون کمتر میشه...
تو این شرکت کوفتی.
همه چی داره آب میره!
حتی حقوق ما...
در این اوضاع نم کشیده!

thankful

هستند کسانی

که خوب بودن را بلدند...

که خوبند...

هم برای تو و هم برای خودشان.

تو از آن دسته ای.

20

کد 20 در یکی از این بیمارستان های شهر معنایش این است:

یکی داره اینجا می‏میره...

یکی که می تونه زنده بمونه!

تو رو خدا ...

متخصصین محترم ِ مربوطه تا 30 ثانیه دیگه خودتونو بروسونید به بخش مربوط .

...

و پرستار که هر بار استرس صدایش زیادتر می شد...

بیش از 30 بار گفت : کد 20 بخش زنان.


صدای فریاد تمام بخش را گرفت!

پ.ن:  راز کد 20 این بیمارستان را دوستی که روزی برای دادن ایزو به این بیمارستان رفته بود برایمان گفته بود!

برای همه‏ی خوبان

در زیر نیلوفرانه ترین بارش باران سبز این سال، که پر بود از بغض شکسته در گلو، در غم از دست دادن عزیزانی که خط سیاه بر دل سبزمان کشیدند، دستانم را رو به آسمان دراز می کنم و برای اولین بار عهدم را با نصیحت‏های مادرم می‏ شکنم، نفرین می‏ کنم بر آن ‏ها که از سرخی فقط خون را می‎ شناسند و از زندگی دروغش را...

آن‏ ها که دیدنشان کفاره دارد و من ناچارم به چشم فرو بستن؛

 و نفرین بر آن ها بستن ...

نیایش‏های سبز خوبان، بدرقه راه همیشه سبزشان باد...

Nights

شب هایی که روز نمی شوند...

یلداهایی که تمام نمی شوند.

عادت کرده‏ایم به انتظار...

Good sense of being ashamed in you

احساس من در برابر این همه خوب بودنِ  تو، درست مثل همان پرنده‏ایست که، در سردرگمیِ جنگل ابر با نوازش نسیم راه خود را دوباره به سوی خورشید پیدا می کند...  

پ.ن: مخاطب خاص دارد

سیاست و بودن تو

سکوت و بهت و انتظار...

...

پ.ن:حتما می‏دانی که بودنت، این روزها تنها دلیل برای سر ِپا ماندنم است.

...

تو خواب بودی، وقتی که خیال‏ت رو می‏کشتن...

-ترسید-

صدات کرد، یه لحظه چشمات رو باز کردی و گفتی:

داری خواب می بینی خیال...

بخواب آرووووم....

 

خیال هم خوابید، تا همیشه.

 

. . .

تو خواب بودی، وقتی که خیال‏ت رو می‏کشتن...

-ترسید- صدات کرد،

یه لحظه چشمات رو باز کردی و گفتی:

داری خواب می بینی خیال... بخواب آرووووم.... 


خیال هم خوابید، تا همیشه.

judge

گناه در لغت‏نامه هر انسانی، معنایی دارد...

پ.ن:مثل خیلی چیزای دیگه!!!

تولد

دخترک امروز دنیا را دید...

 ای کاش دنیا برایت جایی باشد، پر از تصویر های دوست داشتنی.

ای کاش دوست داشته باشی، دنیایی را که به آن پا گذاشتی.

حالا حتی اگر به خواست خودت هم نبود!!!

-مثل خیلی از آدم ها-

پ.ن:بار دیگر تجربه می کنم عمه شدن را.

 

Fire

سوختن دل،
رسم چهارشنبه سوری نیست!

Happy

به همان اندازه که شاد به نظر می رسم،

شاد نیستم.

درست به همان اندازه.

Game

دلم شهر بازی می‏خواهد.
و آن بازی سه بعدی را،
و تاریکی‏اش را،
و تمام وحشتش را.

Happy

خوشحالم...
خوش حال...
حالم خوش است.

 
پ.ن: ممنون که حقیقت رو گفتی.

شب.حقیقت.بیداری

دیگه نمی خوام هیچ دروغی رو بشنوم!
حتی اگه حقایق خیلی تلخ باشن...

 
گوشه‏ی یکی از کاغذهای مطالعات پایان‏نامه‏ام نوشته بودم:
حقیقت هایی که می‏شنوم بزرگ‏ترین دروغ های روزگارند...
دروغ‏ترینِ دروغ‏ها
و من همه اش را می‏دانم و حقیقت می‏پندارم!

 
دیگه نمی‏خوام خودم رو گول بزنم!
خسته‏م
بی‏حوصله‏م


پ.ن:یهو، بی هوا، بی هیچ ابر و بارونی،هوام طوفانی شد!
لعنت به این استرس قبل از ارائه کار و شب بیداری


Fault

وقتی هیچ‏چیز سر ِ جای خودش نیست...
عقل من
چه گناهی کرده، که باید سرِ‏جای خودش باشه؟!

That's Enough

ترقی ِ معکوس!
یعنی من ِ این روزها...

Nowadays

تو رو خدا نگو که سخت ترین شرایط رو در نظر بگیر،اونوقت تصمیم بگیر، بعد می بینی که سخت نیست!
آخه هست...

در آمیختن...

تو و ... عشق بازی‏تان را جشن می‏گیرید.
بگذار من، مزاحمی نباشم برای به بازی گرفتن عشق!

پ.ن: اگر خواستی، اگر دوست داری، اگر نمی دانی با چه لغتی پر کنی جای خالی ... را!
تنهایی را امتحان کن!!!

آرامش!

توی شرایط خاص آدما خودشونو نشون میدن...
و تو توی خاص‏ترین شرایط، بهترین بودنت رو اثبات کردی!

 
هرگز فراموش نمی‏کنم، بودنت رو...

سیاه

حقیقت چیزی نیست مگر همین ها که اتفاق می افتد...
در انتظار معجزه نیستم!

پ.ن: مهسا باباشو تو سانحه ی هوایی قرقیزستان از دست داد!کاش معجزه ای برای صبر او اتفاق می افتاد